سلام وعرض ادب و احترام خدمت دوستان عزیزم

امروز تصمیم گرفتم چندتا از خاطرات شیرین و کوتاه از سالهای تدریس و بچه های کلاسم را بنویسم. یادآوری هر خاطره از بچه های کلاس اولی ها ، برام شیرین و لذت بخشه . امیدوارم شما هم با خوندن آنها خوشتون بیاد و لذت ببرید.

 

اسم و فامیل

اوائل سال تحصیلی بود ، به بچه ها برگه هایی را که در آن تمریناتی در مورد نگاره ها بود داده بودم تا حل کنند . به آنها گفته بودم که ضمن حل کردن برگه ها به والدین خود بگویند حتما اسم و فامیل خودشونو روی برگه ها بنویسند و تاکید کرده بودم که یه موقع یادشون نره این کار را انجام بدهند. فردای آن روز وقتی به کلاس رفتم و برگه ها رو جمع کردم دیدم یکی از دانش آموزانم در پشت برگه اش کلی اسم نوشته با نسبت هایی که با او داشتند. مثلا : عمو محمد - خاله لیلا زندایی فاطمه و ....تعجب

بهش گفتم : ابوالفضل جان این اسما چیه که پشت برگه نوشتی ؟ تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

 

گفت: خوب خانوم خودتون گفته بودید که حتما اسم و فامیلتون رو بنویسید. منم به مامانم گفتم اسم فامیلامونو براتون نوشت.

کلی خندیدم و براش توضیح دادم که منظورم از اسم و فامیل همان نام و نام خانوادگیشونه....

 

دو خاطره دیگر را در ادامه مطلب بخوانید


واکسن هاری

چندسال پیش بود ، نمیدونم چرا بین عده ای از بچه های کلاسم و بچه های کلاس روبرویی دو دستگی بوجود اومده بود. هر روز زنگ های تفریح دانش آموزان دو کلاس  با هم درگیر می شدند و حسابی کتک کاری می کردند. یه روز بعداز  زنگ تفریح دوم به کلاس اومدم ، چندتا از بچه های کلاس روبرویی رو دیدم که با بچه های کلاسم در وسط کلاس درگیر شده بودند .شکلک های کلفاز >>www.kalfaz.blogfa.com<<همه جور فنی رو به همدیگه می زدند ؛ کشتی ، کاراته ، تکواندو و... صورتاشون از زور کتک کاری حسابی بالا اومده بود و قرمز شده بود. تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی  تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازیدیگه از این رفتارشون خسته شده بودم کلافهرفتم آقای معاون تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازیرو صدا کردم تا به این رفتار بچه ها رسیدگی کند. وقتی آقای معاون به کلاس اومد و سر و صورت بچه ها رو دید تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی حسابی اونا رو دعوا کرد و چون مرد شوخ طبعی بود به یکباره گفت مگه شما "واکسن هاریتونو"نزدید؟          تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

من خنده ام گرفته بود اما چیزی نگفتم.

همان موقع محمد عرفان بلند شد و خیلی طبیعی گفت : آقا اجازه! ما واکسن هاریمونو زدیدم. بعد یکی یکی بچه ها پشت سر هم بلند شدند و آنها هم خیلی جدی و طبیعی می گفتند: آقا اجازه ما هم واکسن  هاریمونو زدیم.

من به آقای معاون نگاه کردم و اونم به من نگاه کرد ،  girl_haha.gifیادمون افتاد که بچه های کلاس اول قبل از آمدن به مدرسه واکسن می زنند . اونا هم فکر کردند که اون واکسن واکسن ه‍‍‍‍...

از زور خنده داشتم میمردم آقای معاون هم بدتر از من...Yatta  Happy Dance

 

 

لاک غلط گیر

زنگ نقاشی بود ؛ به بجه ها نقاشی آزاد گفته بودم .خودم هم شروع به نوشتن لیست ها و برگه های  نوبت اول کردم. در جایی از برگه ها دچار اشتباه شدم ، تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازیلاک غلط گیر نداشتم ، به محمد مهدی گفتم: عزیزم برو کلاس 2/1 و از معلمش بپرس ببین لاک دارند یا نه ؟

محمد مهدی بعد از چند لحظه آمد و گفت : اجازه خانم؛ خانم کلاس 2/1 لاک نداشتند.

گفتم: عزیزم پس برو دفتر  به خانم مدیر تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازیسلام کن و بگوخانم فلاح گفت بی زحمت چند لحظه اون لاکتان را به ما غرض بدید.

محمد مهدی بعد از چند لحظه برگشت و گفت: اجازه خانم !  خانم مدیر پرسیدند لاک چه رنگی میخواین ؟

من با تعجب نگاهی بهش کردم و گفتم : یعنی چی ؟ خوب لاک سفیده دیگه!!

محمد مهدی دوباره رفت و چند لحظه بعد برگشت و گفت : اجازه خانم! خانم مدیر تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازیگفتند ما لاک سفید نداریم فقط لاک قرمز و پوست پیازی داریم.

خنده ام گرفت  خندهو گفتم باشه عزیزم عیب نداره برو بشین سرجات. فهمیدم خانم مدیر محمد مهدی را دست انداخته و میخواسته سربه سرش بذاره.

زنگ تفریح پیش خانم مدیر رفتم و ازش سوال کردم. اونم تا منو دید خنده اش گرفت و گفت: این دانش آموزت اینقدر بامزه گفت خانم فلاح لاک میخواد که من یدفعه به سرم زد که سربه سرش بذارم. آحه لاک غلط گیر هم نداشتیم.

فردای اون روز یک لاک غلط گیر خریدم و داخل کیفم گذاشتم. صبح وقتی وارد کلاس شدم و سرمیزم نشستم، محمد مهدی را دیدم که با یک لاک قرمز خوش رنگ جلو من ایستاده. تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

گفت : اجازه خانم رفتم براتون لاک سفید بخرم اما نداشتند عوضش این لاک قرمزو  خریدم. به خدا خانم این لاک خیلی به ناخناتون میاد. ببینید چقدر قشنگه!!

مونده بودم چی بگم!! سوالگفتم: محمد مهدی جان اون لاکی که من می خواستم بهش میگن "لاک غلط گیر"... ببین! و از تو کیفم لاک غلط گیر را درآوردم و کارایی آن را نشونش دادم.

محمد مهدی که تازه به قول معروف دوزاریش افتاده بود خنده ای کرد و با دهان باز گفت آهاااااااااااااان  خااااااااااااااااانم حالا فهمیدمممممم.آخ

گفتم : خوب حالا که فهمیدی بشین سرجات عزیزم.

بعد از چند لحظه دوباره محمد مهدی همان لاک قرمز را آورد و گفت : اجازه خانم ! حالا میشه این لاک قرمزو  هم بگیرید و بزنید به ناخناتون. آخه ما این لاکو برای شما خریدیم.girl_haha.gif

 تو دلم گفتم ،( نخیر این بچه تا کار مارو به حراست اداره نکشونه دست بردار نیست که نیست) شکلک های کلفاز >>www.kalfaz.blogfa.com<<

لاکو از دست محمد مهدی گرفتم و ازش تشکر کردم.   تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

فقط مونده بودم توخودم که چرا از اول کلمه "لاک غلط گیر" رو کامل نگفتم.