فرازهایی از سخنان دکتر شریعتی

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

.

.

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

.

.

دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است

.................................................................................................................................

پروردگارا به من تو فیق عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند عنایت فرما

................................................................................................................

خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است

...................................................................................................................

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که :
عشق زاییده تنهایی است…. و تنهایی نیز زاییده عشق است…
تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …. کسی در پیرامونش نباشد!
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!
برعکس کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند…
و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست …

.........................................................................................................

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

..................................................................................................................

خدایا پریشانم ، چه می خواهی تو از جانم ؟!

 

خدایا

کفر نمی گویم

پریشانم،چه می خواهی تو از جانم؟؟؟

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا

اگر روزی ز عرش خود به فرش آیی

لباس فقر بپوشی

غرورت را برای تکه نانی

به زیر پای نامردان بیاندازی

وشب آهسته و خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟؟؟

خداوندا

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه دیوار بگشایی

لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف تر

عمارت های مرمرین بینی

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو

در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟؟؟

خداوندا

اگر روزی بشر گردی

ز حال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شوی از قصه خلقت

ازین بودن،ازین بدعت

خداوندا

تو مسئولی

خداوندا

تو می دانی که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و

از احساس سرشار است...؟

....................................................................................................

بارالها

برای همسایه ای که نان مرا ربود

 

نان

برای دوستی که قلب مرا شکست

 

مهربانی

برای آنکه روح مرا آزرد

 

بخشایش

و برای خویشتن خویش

 

آگاهی و عشق

از درگاهت آرزو دارم

 

…………………………………………………………………………………………..

این هم شعری در وصف تنهایی

 

سلام ؛ حال من خوب است...

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند ...

با این همه اگر عمری باقی بود ، طوری از کنار زندگی می گذرم

که نه دل کسی در سینه بلرزد، و نه این دل نا ماندگار بی درمانم ...

تا یادم نرفته است بنویسم :

دیشب در حوالی خواب هایم، سال پر بارانی بود...

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

دعا کردم که بیایی، با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد

اما دریغ که رفتن، راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از آن که باران ببارد ...

می دانم، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است!

انگار که تعبیر همه رفتن ها، هرگز باز نیامدن است...

بی پرده بگویمت :

چیزی نمانده است، من می روم !

گونه هایم از گرمی شراب  گر گرفته است،

می خواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند،

بی قرارم، می خواهم بروم، می خواهم بمانم ؟!

هذیان می گویم ! نمی دانم...

نه عزیزم، می دانم حتی وقت خواندن این راهم نداری پس

نامه ام باید کوتاه باشد،

ساده باشد، بی کنایه و ابهام

پس از نو می نویسم :

سلام ! حال من خوب است،

اما تو باور نکن !!!

 

 

/ 29 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سومی ها

فریده جان سلام عزیزم خیلی کم پیدایید . مثل همیشه با ذوق و سلیقه![گل]

عزیزی

سلام.خسته نباشید.قسمت لینکستان وبلاگ آماده شد.با 3 مطلب درباره روان شناسی و آموزشی هم آپ هستم.خوشحال میشم یه سر بزنی.منتظرم

عزیزی

سلام.خسته نباشید.قسمت لینکستان وبلاگ آماده شد.با 3 مطلب درباره روان شناسی و آموزشی هم آپ هستم.خوشحال میشم یه سر بزنی.منتظرم

mehrazin

باسلام همكار محترم.ميلادموعودزمان، منجي عالم، نسيم فرحبخش عدالت، ره رو راه رسالت، امام عصر(صاحب الزمان)برشيعيان منتظر مبارك باد.با طعم شيرين چهارم به روزم خوشحال ميشوم كه سز بزنيد

عشق معلمي

شاخِ مِه دِه زورِه شقي اشكسه هَلگ زَمه وا نفسه بُرِسَه شاخ و برگ من از دست زور افراد شقي شكسته و با نفس بريده ام خيلي تلاش كرده ام سلام دوست عزيز شما را به ديار شقايق و لاله هاي واژگون در بلنداي زاگرس همراه با موسيقي اصيل دعوت مي كنم

جزیره ریاضیات

سلام ممنونم بهم سرزدی جمله مترسک خیلی به دلم نشست /// شاد باشی و سربلند